الشريف المرتضى ( مترجم : رحيمى )

30

تنزيه الأنبياء ( ع ) ( فارسى )

ارتكاب آن موجب عقابى نيست بلكه تنها از ميزان ثواب شخص مىكاهد ؟ توضيحا اينكه صغيره به‌خودىخود مقتضى نكوهش يا عقاب نيست و كمى ثواب ، بازدارنده به حساب نمىآيد . و آيا نمىبينيم كه بسيارى از پيامبران عليهم السّلام بسيارى از مستحبات و نوافل را ترك مىكنند كه اگر آنها را انجام مىدادند خود را شايستهء ثوابى بيشتر كرده بودند و اين ترك مستحب ، مانع مردم در قبول سخن ايشان نبوده است ؟ در پاسخ مىگوييم : گناه صغيره ازآن‌جهت كه موجب كاسته شدن ثواب مىشود ، رماننده و بازدارنده نيست بلكه جهت اعتبار قبيح بودن و نافرمانى از دستور خداوند متعال است . و پيش از اين بيان داشتيم كه مرجع شناخت آن رسم و وضع موجود هر عصر و گروه است و با دليل ثابت كرديم كه عادت و رسم ، بازدارنده بودن همهء گناهان و زشتيها را به شكلى كه بيان داشتيم ، اقتضا مىكند . دليل دوم : از اين نظر صغيره با نوافل ( مستحبات ) تفاوت دارد زيرا گناه صغيره از ثواب كسب شده و به وجود آمده مىكاهد درصورتىكه ترك مستحب چنين نيست . بدين معنى كه بين پايين آمدن از مرتبه‌اى ثابت و احراز شده و تحكيم و تقويت آن مرتبه فرقى آشكار وجود دارد . آيا اين اعتقاد وجود ندارد كه اگر كسى كار بزرگى را به شكلى خوب و مناسب انجام دهد ، استحقاق ارتقاء به مرتبه‌اى بالاتر را مىيابد ، اين حسن عمل در هنگام عزل او از آن منصب و تنزل به درجه‌اى پايين‌تر داراى تأثير است و وضع او درصورتىكه چنين نكرده بود ، با اين وضع يكسان نمىبود ؟ و بنا بر آنچه گفته شد سخن معتقدان به مجاز بودن پيامبران به ارتكاب صغيره باطل و نادرستى آن آشكار مىشود چه آن گروه از ايشان كه در اين تجويز شرط « عمدى بودن » را قائل شده‌اند يا آن را با « تأويل » جايز مىشمرند . البته تنها ابو على جبائى و همفكران او معتقدند كه گناهان پيامبران از سر عمد نبوده و قابل تأويل است . او سرگذشت آدم عليه السّلام را به عنوان يك مثال مىآورد كه در آن ، او از نوع درخت [ گياه ساقه‌دار ] و بىآنكه گياه با بوتهء خاصّى تعيين شود ، نهى شد امّا آدم اين نهى را در مورد گياهى خاص دانست ، بنابراين با علم به نافرمانى به خوردن آن شجرهء ممنوعه اقدام نكرده است . و جبائى در اين بيان دچار تناقض شده است . زيرا براى اثبات پاك بودن پيامبران عليهم السّلام از گناه و اعتقاد به اينكه ارتكاب عمدى گناه صغيره موجب كبيره شدن آن مىشود چنين نظرى را ابراز داشته است . و از اين امر غفلت ورزيده است كه آدم عليه السّلام را از ارتكاب گناهى مبرّا دانسته و دو گناه ديگر را به